چند روزی بود می خواستم درباره فیلم «زیبا» با عنوان اصلی Biutiful چند جمله ای بنویسم، آن هم در این روزهای ملتهب و سرنوشت ساز که آدم تمام هوش و حواسش جای دیگری است. بالاخره خودم را متقاعد کردم به نوشتن، چرا که همه روزهای این ملت سرنوشت ساز و با التهاب بالا بوده و هست. در خوشبینانه ترین حالت تا دو-سه نسل آینده هم خواهد بود!
کارگردان مکزیکی «آلهخاندور گونزالز ایناریتو»، در این فیلم بر خلاف فیلم های «21 گرم» و «بابل» به جای روایت داستا نهای تو در تو و موازی، برشی از زندگی مردی به نام «اکسبال» را به تصویر می کشد. مردی شکست خورده در زندگی مشترک که برای سر و سامان دادن به زندگی دو فرزندش، در کنار کارهای غیر قانونی، از قدرت ماورائی اش در گفتگو با ارواح هم برای امرار معاش استفاده می کند. او حالا باید با مشکل جدی تری دست و پنجه نرم کند: مرگ. سرطان پروستات، شمارش معکوس را برای پایان زندگی به کار انداخته است. حلقه روایت، با رویایی از «اکسبال» شروع و تمام می شود: مرگ و گفتگو در جنگلی برفی با پدر که در کودکی «اکسبال» از دنیا رفته است.
«خاویر باردم» بازی در نقش «اکسبال» را دشوارترین نقش دوران کار حرفه ای اش دانسته است. هر چند پیش بینی «شان پن» هم مثل خیلی های دیگر درست از آب در نیامد و اسکار بهترین بازیگر مرد امسال به «کالین فرث» رسید، اما بعد از دیدن فیلم متوجه می شوید که «باردم» حق داشته است. بازی به یاد ماندنی او، «اکسبال» را به آرشیو نقش های فراموش نشدنی اضافه کرد و جایزه کن را برایش به ارمغان آورد. «خاویر باردم» اولین اسپانیولی زبان تاریخ اسکار بود که در سال 2007 جایزه بهترین نقش مکمل مرد را برای فیلم «جایی برای پیرمردها نیست» به دست آورد و امسال هم اولین اسپانیولی زبان نامزد اسکار برای بهترین نقش اصلی بود.
از بین نقدهای به زبان فارسی در مورد این فیلم، نوشته دویچه وله به نظرم کامل تر آمد البته به شرطی که فیلم را قبل از خواندنش دیده باشید، در غیر این صورت همه داستان را خواهید فهمید.
یک سری فیلمسازها زود تمام شدن . امیوارم این فیلم نسبت به بابل بهتر باشه …
من رو به لحاظ عاطفی خیلی درگیر کرد، منتظر نظر فنی تو می مانم لی عزیز.