نه جلوه های ویژه خاصی داشت مثل «سرآغاز» و نه مثل «قوی سیاه» درام نفس گیر و صحنه های اروتیک داشت. مثل «بی باک» صحنه های خشن نداشت و محافظه کارتر از آن بود که مثل «بچه ها رو به راهند» به زوج های همجنس بپردازد. گره های داستانی اش هم خیلی ساده تر و دم دستی تر از «زیبا» بود. فیلم «سخنرانی پادشاه» با همه این حرف ها اسکار بهترین فیلم امسال را بدست آورد.
پسر کوچک تر پادشاه بریتانیا، لکنت زبان دارد و نمی تواند در شان مقامش (دوک یورک)، سخنرانی کند. به همین سادگی! اما شما حتا اگر کلا مخالف نظام پادشاهی، به خصوص از نوع استعمار پیر باشید، باز هم نمی توانید با «برتی» (کالین فرث) همدردی نکنید. ماجرا از زمانی بحرانی تر می شود، که جورج پنجم، پادشاه بریتانیا می میرد و «دیوید» پسر بزرگتر و ولیعهد، برای ازدواج با یک زن مطلقه از جانشینی پدر استعفا می دهد. حالا برتی می ماند و یک امپراتوری در برهه ای از تاریخ که سایه آلمان هیتلری دارد هر روز دلهره آورتر می شود. چقدر تحقیر آمیز است وقتی «برتی» برای اولین بار در کنار خانواده اش، فیلم سخنرانی هیتلر را می بیند. با آن هیجان و تکان دادن دست ها، انگار که دارد پارس می کند و جهانی شدن رایش سوم را نوید می دهد.
بالاخره با شیوه های کمی غیرمتعارف استاد فن بیان «لیونل» (جفری راش)، برتی که حالا دیگر جورج ششم وپادشاه بریتانیاست، موفق می شود طی نطقی تاثیر گذار ورود کشور به جنگ ناگزیر را، به طور زنده به مردم اعلام کند.